تبلیغات
دوستدارن آیت الله العظمی آقای حاج آقا علی صافی - نوع برخورد آیت الله بروجردی با شاه
نوع برخورد آیت الله بروجردی با شاه

   مرحوم آیت الله بروجردی، در برابر شاه از موضع قدرت ، برخورد می کردند. من شاهد برخوردهای ایشان با شاه بودم، آن مرحوم در برخورد با شاه ، بین او و دیگران تفاوتی نمی گذاشت.

      از باب نمونه :از سفر خوزستان(شاه) بر می گشت، به راه آهن قم که رسیده بود ، برای ملاقات با آیت الله بروجردی توقف کرده بود. به آیت الله بروجردی خبر رسید که شاه، خواهان ملاقات با شماست. ایشان ،در کمال بی اعتنایی فرمودند:

       حتماً می خواهد،همانطور که چند تا عکس با زنش در این مسافرت گرفته است،بیاید با من هم عکس بگیرد.

       این نوع برخورد را آیت الله بروجردی حتی با رضاخان هم داشت.

      من در یک ملاقاتی که ایشان با شاه داشت، وقتی دیدم خیلی عادی ، مثل برخورد با سایر مردم، با او رفتار کرد بعد به ایشان عرض کردم :این برخورد شما ،اردت ما را به شما بیشتر کرد.

      فرمودند: من با پدرش ، که قدرتمند تر از این بود و آن وقتها من هم این قدرت را نداشتم همین طور برخورد می کردم، این که جای خود دارد.

       در توضیح فرمود: من از سفر حج بر میگشتم برای زیارت به عتبات رفتم. آیات نجف ،جمع شدند و به من فرمودند :اوضاع در ایران چگونه است؟ آیا می شود علیه رضاخان کاری کرد؟

     در هر صورت آن جلسه لو رفته بود ، وقتی به مرز ایران وارد شدم دستگیرم کردند و به طهران آوردند و در پادگان بازداشتم کردند.

     رضاخان آمد با من ملاقات کند. برای هر دوی ما نیمکت گذاشتند نشستیم . من برای اینکه بفهمانم تحت تأثیر قدرت و مقام او قرار نگرفته ام دستم را گذاشتم روی لبۀ نیمکت و به آن تکیه دادم. او حرفهایش را زد و مطالبی رد و بدل شد.

    یک وقتی به اقبال ، نخست وزیر فرموده بودند:

    پدرش بی سواد بود، ولی یک مقدار شعور داشت، اما این (محمد رضاپهلوی) شعور هم ندارد و چیزی ملتفت نمی شود.

   همین سابقه مخالفت آیت الله بروجردی با رضا خان بود که در مرتبه اول، وقتی از ایشان دعوت می شود به قم تشریف بیاورند ، برخی مخالفت می کنند و می گویند :اگر آیت الله بروجردی به قم بیاید چون رضا خان با ایشان مخالف است ،برای حوزۀ قم مزاحمت ایجاد می کند و این به صلاح نیست.

    علاوه بر این آیت الله بروجردی ، در برابر خلاف کاریهای شاه می ایستاد و دستگاه نیز از ایشان حساب می بردند.         

منبع: الگوی زعامت صفحه 200