تبلیغات
دوستدارن آیت الله العظمی آقای حاج آقا علی صافی - مرحوم آیت الله العظمی آخوند ملّا محمد جواد گلپایگانی
مرحوم آیت الله العظمی آخوند ملّا محمد جواد گلپایگانی

بسم الله الرحمن الرحیم

مختصری از تاریخ زندگی مرحوم آیت الله آقای آخوند ملا محمد جواد صافی به بهانه پنجاه و چهارمین سالگرد

تاریخ ولادت : شعبان 1287 قمری هجری

پدر : مرحوم آخوند ملا عباس

مادر : بانوی فاضله ، زهرا خانوم ، دختر ملا محمد ،از دانشمندان وادبا ، معروف به «ادیب»

سوابق تحصیلی و زندگی سیاسی و اجتماعی :

آن مرحوم ، تحصیلات خود را تا حدود سطوح در گلپایگان در محضر اساتید بزرگی ، که در آن عصر در گلپایگان کم نبودند و مجمع علما و دانشمندان بزرگ بود طی نمود ، و سپس برای ادامه ی تحصیلات ، ، به اصفهان ، که در آن عصر بزرگترین حوزه ی علمی ایران بهش مار می رفا هجرت کرد (سال 1306 قمری ) در اصفهان در آن زمان بزرگانی از علما و فقهاء ، چون آیت الله مرحومین ، آقا شیخ محمد تقی مدرس ، فرزند آقا سید حسن مدرس ، استاد حاج شیخ محمد علی ، معروف به ثقه اسلام ، و آقای آقا سید محمد تقی مدرس ، فرزند  آقا سید حسن مدرس، استاد میزای شیرازی ، ومرحوم آقا میرزا محمد عاشم چهار سوقی و برادرش ، صاحب روضات الجنات ، و جهانگیر خان قشقایی ، و آخوند کاشی ، و مرحوم آخوند ملا محمد باقر فشارکی ، بودند .

که ایشان در مباحثات اکثر آنها شرکت داشته و مورد علاقه و توجه کامل اساتید خود قرار گرفت .

و به سرعت مراحل ترقی را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشت . به طوری که در سال 1310 تا 1312  از اساتید خود ، پس از نوشتن رساله هایی در مسائل مشکل فقهی ، در ابواب مختلف ، که هم تکنون به خط خودشان موجود

است ، به دریافت اجازه ی اجتهاد ، نائل شد که آن اجازه نامه عیناً موجود است .

پس از اینکه تا مدتی که در اصفهان توفق داشتند ، به تدریس ففقه و اصول اشتغال داشته و محضر درس ایشان یکی از مجالس مهم بحث بود ، که برخی از علما ء، که بعداً از مراجع بزرگ تقلید شمرده می شدند ، در بحث ایشان شرکت می کردند .آیت الله آخوند ملا محمد جواد صافی

یکی از بزرگان معاصر ین ایشان در اصفهان، مرحوم زعیم عالی قدر ، حضرت آیت الله العظمی بروجردی قدس سره بود ،که تا ایشان زنده بود ، کمال ارتباط و علاقه و مودت بین آنهاد برقرار بود . وقتی از مرحوم آیت الله بروجردی شنیدم که به اشان فرمودند :« من شبی نمیشود که شما را فراموش کنم » (مقصودشان در قنوت نماز وتر بود ) و پس از فوت ایشان ، که جنازه ی ایشان را به قم آوردند ایشان در مراسم تشییع با شکوهی که کم سابقه بود شرکت فرمودند وشخصاً بر جنازه نما زخواندند و به امر ایشان در مسجد بالاسر در ماکن بسیار نزدیکی به ضریح حضرت معصومه = سلام الله علیه مدفون شدند و به امر معظم له و از سوی ایشان در همان مسجد بالا سر مجلس ترحیم برقرار شد.

خلاصه پس از حوزه اصفهان ، آن مرحوم به تهران مهاجرت کردند و در آن موقع جریان نهضت مشروطیت و توجه مردم به حفظ هویت اسلامی آن و به اصطلاح آن عصر «مشروطه ی مشروعه» بود ، که چون با اندیشه ها و مقاصد انگلیس ها و ایدی آنها ، که در ان وقت از اشخاصی بنام ملیون و آزادی خواه ، حمایت می کردند .

و مشروطه را در قالب ضد اسلامی و پایان دادن به نظام اسلم رهبری می کردند گروه به اصطلاح مشروطه خواهان (فرنگی مآب) با ایشام به مقابله بر خاسته بودند.

آن مرحوم در این اوضاع وارد تهران شده و مورد استقبال و احترام علماء بزرگ ان زمان ، مثل مرحوم حاج میرزا ابوالقاسم صاحب حاشیه و امام جمعه و مرحوم حاج شیخ فضل الله و دیگران ، واقع شد و روی همان افکار صاف و بی غل و غش اسلامی ، و درک شناختی که از سیاست اسلامی و روش سیاسی اسلام داشت، و اینکه اسلام را منهای حکومت و سیاست نمی داسنت ، با مرحوم شیخ فضل الله که مشروطه را بدون اسلام و به قول خودش بدون قید «مشروعه» فصل اسلام از سیاست و دین از دنیا می شودر و معتقد بود که باید اسلام در متن آن قرار داشته باشد ، و بالاخره مشروطه ، مشروعه باشد ، و سیاست اسلام باید مجری گردد همکار و هم آواز شد ، تا بالاخره مسئله مشروطه مشروعه ، به اصلاح قانون اساسی در مسیر اسلام منتهی شد .

و شیخ نفس نفیس خود در راه این کلمه «مشروعه» یعنی اسلام فدا نمود و به استقبال شهادت و داری که یپرم ارمنی و دیگری از آزادی خواهان قلابی و مزدور انگلیس سر پا کردند شتافت .

و نامش به اسلامی خواهی و آگاهی و ثبات قدم و استقامت جاودان باقی ماند . از حکایاتی که آن مرحوم از حاج شیخ فضل الله نقل می فرمودند ، یکی این بود که آن مرحوم گفت :«کسی نیست از این مردم بپرسد که انگلیسی ها برا چه این همه پول خرج می کنند که در کشور ما به اصطلاح مجلس عدالت بر قرار شود ».

پس از شهادت شیخ فضل الله نوری مرحوم آیت الله العظمی آخوند ملا محمد جواد صافی (قدس سره) طهران را برایه همیشه ترک گفتند و به زادگاه خود گلپایگان برگشتند.

 

خدمات اجتماعی و دینی

خدمات اجتماعی و دینی ایشان نیز در ابعاد مختلف جلوه داشت . از تعظیم شعائر و تجلیل از روزهای اسلامی و

اعیاد و وفیات مذهبی ، مخصوصاً عاشورا و عید سعید نیمه شعبان (ولادت حضرت بقیه الله ارواحنا فداه) و اعانت

ضعفا و فقراء و تعمیر مساجد و اقامهی جماعت ، ارشاد و تبلیغ و منبر پس از نماز جماعت و ....

یکی از بزرگترین خدمات دینی ایشان مبارزه با فرقه ی ضاله بهائیه بود ، که با اینکه آنان گلپایگان را به جهاتی مطمح نظر قرار داده بودند، و چندین مرتبه با کمک و تقویت مقامات دولیت مرکزی ، نقشه ها کشیده ، اشخاص و جمعیتهایی را با بودجه ها کلان ، در حمایت ادارات دولتی ، به گلپایگان فرستادند و وقتی به طوری شد که شخصیتهای اسلامی گلپایگان در معرض خطر قرار گرفت ، با مبارزات و پایمردی ها و فداکاری های ایشان در ان دوران اختناق ، از آن مفاسد جلوگیری شد ، که حتی یک نفر متمایل به فرقه ی سیاسی و جاسوس بهایی ، در این شهر وجود نداشت . شرح این مبارزات به تألیف یک رساله مستقل است .

آثار  و تألیفات ایشان

تألیفات ایشان از چاپ شده و چاپ نشده متعدد است . از ان جمله به تعدادی از آنها اشاره می شود :

 

1- اصول فقه منظوم ، متجاوز از دو هزار شعر عربی

2- مصباح الفلاح در دو جلد

3- گنجینه ی گهر یا سخنان پیامبر (ص) به نظم و نثر

4- گنج عرفان ، ترجمه ی هزار کلمه از سخنان امیر المرمنین (ع) به نظم و نثر

5- گنج دانش یا صد پند

6- اشعاری شیوا

7- صافی نامه

8- رساله های متعدد فقه

9- حاشیه بر فرائد شیخ

10-التحف الجوادیه فی المناقب المهدویه

11- کتاب مراثی پیامبر و ائمه علیه السلام

12- کامه الحق ، تاریخ منظم دوره ی سیاه پهلوی

13 دیوان اشعار ، در مدایح پیغمبر و ائمه اطهار علیه السلام که بیشتر درمدح حضرت مهدی علیه السلام بوده است .

14 نفایس العرفا ن

و آثار دیگر

وفات

پس از نود سال و یازده ماه عمر با برکت و خدمت به اسلام و ولایت ائمه اطهار علیه السلام و بالخصوص ستایش و ثنا خوانی و مداحی حضرت بقیه الله ارواح العلمین له الفداء-  و اظهار شوق و انتظار به ظهور و تمنای فوز به لقائ آن حضرت و توسل به درگاه آن امام جهان و قطب زمان در شب وفات حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در بیست و پنچم ماه رجب سال هزار و سیصد و هفتاد و هشت (1378) به سرای

جاودانی  و لقا یزدانی شتافت ، و جنازه ی ایشان با تجلیل و تشییع بسیار با شکوه به قم ، و در آنجا نی از سوی طبقات مختلف خصوص مراجع بزرگ و علماء و طلاب از مجد امام علیع السلام تا حرم مطهر تشییع شده و در مسحد بالاسر به خاک سپرده شد .

ضمناً روز وفات ایشان در گلپایگان عزا و تعطیل عمومی برقرر و مدت چهل روز بعد از آن مجالس یاد

بود و ترحیم و تجلیل از ایشان برقرار بود ، چنانچه در تهران و قم و نجف اشرف و بعض بلاد دیگر ، مجالس ختم از سوی مراجع و علماء بزرگ برقرار شد .

فرزندان ایشان

ایشان دارای پنج فرزند سه پسر و دو دختر بودند . که دختران ایشان که از بانوی فاضله و دانشمند و عفیفه و محجبه بودند، به نام ها ی صدیقه خانم و بتول خانم صافی ، یکی در ایم حیات ایشان و دیگری پس از مزگ پدر از دنیتا در گذشتند رحمه الله علیهما-

و فرزندان ذکور ایشان عبارتند از:

1-عارف روشن ضمیر مرجع عظیم الشأن جهان تشیع مرحوم آیت الله العظمی آقای حاج آقا علی صافی گلپایگانی (اعلی الله مقامه الشریف)

2-  مرحوم آقای فخر الدین صافی ؛ وی اگر چه تحصیلات را ادامه نداده است ، اما در حسن خط و مطالعات عرضی مثل تاریخ اسلم و غیره با بهره بوده است .

3- عالم جلیل و ناقد خبیر ، حضرت آیه الله العظمی حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی(مدظله العالی) که به حق با قدم و خصوصاً قلمشان از پاسداران مرزهای ولایت ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین و از خدمتگزاران ساحت مقدس آن بزرگواران خصوصاً حضرت بقیه الله الاعظم می باشند.  و در نشان جلالت مقدس شأن ایشان ، اگر فقط به یکی از آثارشان که منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر باشد ، استناد شود ، کافی است و در این مختصر تفضیل زندگانی و آثار گرانقدر ایشان ، نمی گنجد .

والسلام علی عبادالله الصالحین

تشییع مرحوم آیت الله العظمی ملا محمد جواد صافی در قم